تبليغاتX
عشق یعنی زندگی را باختن - نیمه شب

عشق یعنی زندگی را باختن

چرا مردم در اين دنيا نهانند/چرا مرغان بي پروا چنانند/

نیمه شب

 

نیمه شب بودوغمی تازه نفس

ره خوابم زدوماندم بیدار

ریخت ازپرتولرزنده شمع

سایه دسته گلی بر دیوار

همه گل بودولی روح نداشت

سایه ای مضطرب ولرزان بود

چهره ای سردوغم انگیزوسیاه

گویی:مرده سرگردان بود

شمع خاموش شد ازتندی باد

اثرازسایه به دیوارنماند

کس نپرسدکجارفت؟که بود؟

که دمی چنددراینجاگذارند؟

این منم خسته دراین کلبه تنگ

جسم درمانده ام ازروح جداست؟

من اگرسایه خویشم یارب

روح اواره من کیست؟کجاست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 0:14 قبل از ظهر  توسط امیر و زندگیش  |